تبليغاتX
اقتصاد خرد

 

1. تعريف علم اقتصاد:

ممكن است تا كنون از علم اقتصاد تعاريف متعددي شنيده يا خوانده باشيد. ولي ساده ترين و جامع ترين تعريف از علم اقتصاد عبارت است از: علم اقتصاد، علم تخصيص بهينه منابع كمياب است. كميابي مهمترين موضوع علم اقتصاد مي باشد. فقط علم اقتصاد است كه به موضوع كميابي مي پردازد. اگر كميابي نبود علم اقتصاد هم بوجود نمي آمد. كميابي به اين معناست كه امكانات محدود و خواسته هايمان نامحدود مي باشد. مثلاً درآمد ما محدود است ولي كالاها و خدمات زيادي را مي خواهيم خريداري كنيم. بودجه كشور محدود است ولي نيازها و خواسته هاي زيادي است كه در جامعه وجود دارد. وقت ما كمياب است. نيروي انساني، زمين هاي حاصلخيز، آب، هواي سالم و ... همه منابع كمياب هستند.

 منابع را در علم اقتصاد به منابع اقتصادي و غيراقتصادي تقسيم بندي مي كنند. منابع اقتصادي به منابعي گفته مي شود كه كمياب باشند. (نشانه كميابي قيمت است. هر كالا يا منبعي كه قيمت داشت به معني اين است كه آن كالا يا منبع كمياب است.) منابع غيراقتصادي كه در علم اقتصاد مورد بحث قرار نمي گيرند، منابعي است كه فراوان باشند. (نشانه فراواني مجاني بودن آن است.) مثلاً نور و هوا هرچند براي ادامه زندگي و حيات انسان و توليد كالاها، بسيار مهم هستند ولي به دليل اينكه فراوان است، در علم اقتصاد مورد بحث قرار نمي گيرند. پس هر چه كمياب باشد موضوع علم اقتصاد و بررسي هاي اقتصادي قرار مي گيرد.

هر كالا يا منبعي كه كمياب باشد، بايد آن را به نحو صحيح تخصيص داد. به عبارت ديگر تخصيص از كميابي نشأت مي گيرد. اگر كالا يا خدمتي فراوان باشد، ضرورتي به تخصيص آن نيست. مثلاً نور خورشيد و هوا فراوان است، هركس به هر شكلي كه مي خواهد مي تواند آن را مصرف كند. ولي بودجه فرد، بودجه كشور و وقت فرد محدود است. بنابراين بايد فكر كرد كه چگونه بودجه يا وقت خود را به نحو صحيح تخصيص دهيم. در بحث هاي علم اقتصاد هميشه گفته مي شود كه تخصيص بايد بهينه باشد. منظور از تخصيص بهينه در علم اقتصاد تخصيصي است كه ما را به هدف يا اهدافمان بيشتر نزديك نمايد يا در تحقق اهداف نقش و تأثير بيشتري داشته باشد. بنابراين بهينه بودن تخصيص به اهداف هر فرد بستگي دارد. به عنوان مثال اينكه شما وقت خود را به ورزش، درس خواندن، استراحت كردن و ... تخصيص دهيد، بستگي به هدف شما دارد. همه هدف علم اقتصاد (همانند بقيه علوم) اين است كه افراد را راهنمايي نمايد كه از امكانات خود به نحوي بهره برداري نمايند كه به بيشترين هدف خود دسترسي پيدا كنند. برخلاف تصور عامه هدف علم اقتصاد سودآوري و ... نيست. هر جامعه و يا فرد و يا بنگاهي هدف خود را تعيين مي كند و از علم اقتصاد براي بهتر رسيدن به اين هدف كمك مي گيرد. مي توان گفت كارايي كه به مفهوم حداكثر ستاده از داده معين است، محور اصلي بحث هاي علم اقتصاد است. در علم اقتصاد مي خواهيم از منابع كمياب حداكثر استفاده صورت پذيرد.

 

 

2.   تقسيم بندي علم اقتصاد به اقتصاد خرد و اقتصاد كلان:

علم اقتصاد را به اقتصاد خرد (Microeconomics) و اقتصاد كلان (Macroeconomics) تقسيم بندي مي كنند. اقتصاد خرد بررسي رفتار اقتصادي افراد و بنگاه هاست و اقتصاد كلان به بررسي فعاليت هاي اقتصادي در سطح كشور مي پردازد.

اقتصاد خرد در پي پاسخگويي به دو سؤال زير است:

1. يك فرد چگونه امكانات محدود خو را (مانند بودجه، وقت و ...) بين كالاها و خدمات مختلف تخصيص دهد تا به هدف خود كه فرض مي شود حداكثر مطلوبيت است، دسترسي پيدا كند.

2. يك بنگاه چگونه امكانات محدود خود را (مانند پولي كه براي توليد مي خواهد هزينه نمايد) را صرف استخدام عوامل توليد نمايد تا به هدف خود كه فرض مي شود حداكثر توليد يا سود است دسترسي پيدا كند.

اقتصاد كلان نيز در پي پاسخگويي به سؤال زير است:

امكانات محدود يك جامعه مانند نيروي انساني، سرمايه و ... چگونه تخصيص يابد تا به حداكثر اهداف جامعه (مثل اشتغال، ثبات قيمت ها، رشد توليد و ...) دسترسي پيدا كند.

 

3. سه سؤال مطرح در هر جامعه و سه نظام اقتصادي:

به دليل اينكه ما در دنياي كميابي زندگي مي كنيم در هر جامعه اي سه سؤال مطرح مي شود:

1. چه كالاها و خدماتي و به چه مقدار توليد شود؟

2. چگونه توليد شود؟ يعني شيوه توليد چه باشد؟ آيا كاربر يا سرمايه بر باشد؟

3. كالاها و خدمات توليد شده چگونه توزيع شود؟ (بحث عدالت اجتماعي)

پاسخ هاي متفاوتي به سه سؤال بالا داده شده است. اين پاسخ ها را مي توان در سه دسته كلي تقسيم بندي نمود:

الف) پاسخ نظام اقتصاد آزاد ب) پاسخ نظام اقتصاد متمركز ج) پاسخ نظام اقتصاد مختلط

نظام اقتصاد آزاد نظامي است كه مبتني بر مكانيسم عرضه و تقاضا (قيمت)، مالكيت خصوصي، رقابت، آزادي فعاليت اقتصادي و نقش محدود دولت است. طرفداران نظام اقتصاد آزاد معتقد هستند كه از طريق مكانيسم عرضه و تقاضا در بازار پاسخ سه سؤال فوق داده مي شود. هر كالايي را كه مصرف كنندگان بيشتر خواسته باشند، تقاضاي آن افزايش مي يابد، در نتيجه توليدكنندگان از آن كالا بيشتر توليد مي كنند. توليدكنندگان نيز در پي حداقل كردن هزينه توليد مي باشند، بنابراين از شيوه هاي توليدي استفاده مي كنند كه ارزانتر باشد. اگر نيروي كار ارزان باشد، شيوه كاربر و اگر سرمايه ارزانتر باشد، شيوه سرمايه بر انتخاب مي شود. در پاسخ به سؤال كالاها چگونه توزيع شود، اقتصاد آزاد معتقد است كه هر عامل توليد به اندازه بازدهي خود درآمد كسب مي كند و با درآمد كسب شده كالاها و خدمات را خريداري مي كند. بنابراين هر فردي كه بازدهي اش بيشتر باشد، درآمد بالاتر و به تبع آن كالاها و خدمات بيشتري نصيبش خواهد شد.

نظام اقتصاد متمركز، نظامي است كه همه تصميمات توسط دولت اتخاذ مي گردد. در اين نظام، مكانيسم بازار و عرضه و تقاضا جايگاهي ندارد و هر سه سؤال فوق توسط دولت پاسخ داده مي شود.

نظام اقتصاد مختلط، نظامي است كه مكانيسم بازار را قبول دارد ولي به دخالت دولت براي بهبود توزيع درآمد و تهيه كالاهاي مطلوب جامعه معتقد است. از نظر اين نظام در درجه اول پاسخ سه سؤال بايد توسط مكانيسم بازار داده شود ولي دولت نيز در مواردي كه توزيع درآمد يا ثروت مطلوب برقرار نمي باشد در مكانيسم بازار دخالت محدود مي كند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 10:35 توسط استاد |

سلام آغاز سال تحصيلي جديد مبارك. اين وبلاگ براي آگاهي دانشجويان از مباحث مطرح شده در كلاس است. لطفا نظرات خود را از همين طريق مطرح نماييد
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 0:4 توسط استاد |